شیطونک مامان
این دخملی من خیلی شیطون و بلا شده چند روز پیش دور از چشم من به عمه سارا برگشته گفته عمه سارا جون تو رو خدا یک روز نرو سر کار من رو ببر شاهگلی ، عمه سارا هم لطف کرده و یک روزاز کار و زندگی افتاد تا خانمی رو به شاهگلی ببره
. تازه بعد از اونجا هم خودش رو خونه عمه سیما جون مهمون کرده و از اونجایی که خودش ظهر ها معمولا نمی خوابه لیلا و نگار که رفتنتد استراحت بکنند بعد نیم ساعت برگشته به عمه سیما گفته بچه ها بیدار نشدند برم بیدارشون کنم دیر می شه ها
به این می گن دختر دایی آن تایم 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیطونک مامان
